ونوس زمینی

سلام دوستان! به وبلاگ من خوش اومدین!امیدوارم خوشتون بیاد....عزیزان نظر یادتون نره....

ونوس زمینی

سلام دوستان! به وبلاگ من خوش اومدین!امیدوارم خوشتون بیاد....عزیزان نظر یادتون نره....

بایگانی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
نویسندگان

حتما بخونش...

چهارشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ۱۱:۰۴ ب.ظ

روزی مرد نابینایی روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود و روی تابلو نوشته شده بود: من کور هستم لطفا کمک کنید. روزنامه نگارخلاقی از کنار او می‌گذشت، نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او هم چند سکه دیگر داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد نابینا اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن ‌روز، روزنامه‌نگار به آن محل برگشت، و متوجه شد که کلاه مرد نابینا پر از سکه و اسکناس شده است. مرد نابینا از صدای قدم‌های او، خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته، بگوید که بر روی آن چه نوشته است؟روزنامه‌نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. 
آنچه روی تابلوی او خوانده می‌شد: امروز بهار است، ولی من نمی‌توانم آنرا ببینم...
وقتی کارتان را نمی‌توانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید. خواهید دید بهترین‌ها ممکن خواهد شد. باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۸/۲۱
ونوس

نظرات  (۱)

۲۵ آبان ۹۳ ، ۲۱:۴۵ هانیه محمدی
بابا استراتژی....خخخخخ
پاسخ:
بهلهههههه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی